تبليغاتX
چشم هاي باراني
یک شعر تازه اینهمه چشمان آبی ات
۲۵ خرداد بود و صبح تازه شعر عمر مرا سرود .

و یک شعر کوتاه . . . .

قطاری که سوت می کشید

و ترن دست های بسته اش را به خنده وا گشود . . .

یک نفر آمد

سلام اش یک نگاه ساده بود .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط نويد شكيبا   |