آسان حرام شد ، همه عمر قیمتی
با بی دلیل پرسه ما در شریعتی
انگار می درند تمام تن مرا
با جمله های فاجعه یک ریز عادتی
سوهان روح می شود آن جیغ سرخ بوق
وای از صدای ملتهب عشق لعنتی
متراژ مي كنند خيابان و كوچه را
زیبا عروسکان و ملوسان لعبتی
هی خط هفت رنگ به صورت کشیده اند
این نسل بی هویت ، از رنگ غربتی .
_ ديگر بس است رد و بدل كردن چنين
تك بو ق هاي ممتد و مضحك ودعوتي _
بازار روزمره چه لبریز و داغ بود
از عشق های فله ای و اشک پاکتی
در خود لمیده ام و به این فکر می کنم :
آسان حرام شد همه عمر قیمتی .
گاهی به سوی عشق شما حمله ميكنند
گرگان خط خطی و پلنگان صورتی
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 12 بعد از ظهر توسط نويد شكيبا
|